X
تبلیغات
منتظر آقا - زندگی+حجاب- بی حجابی
مانور جلوه فروشان در خیابانهای تهران!
تا کنون در ارتباط با جذابيت جنسي چندین تحقیق علمی در غرب انجام شده است. موضوع آزمايش اين بوده كه "غدد جنسی مرد و زن چگونه تحریک می شوند و به عبارتی مرد و زن گونه تحت تاثیر جنس مقابل قرار می گیرد". آزمايش كنندگان دستگاه هايي را به قلب، مغز و قسمت هاي مختلف بدن افراد متصل كردند و پس از انجام آزمايشات مختلف دريافتند كه تأثير پذيري جنسي در مردان از طريق نگاه (چشم) بسیار بیشتر از تاثیر پذیری زنان از طریق نگاه است که آن را لذت بصری می نامند. البته اين موضوع را بايد از نعمت هاي خداوند و در دايره ي تدابير و الطاف الهي به شمار آورد كه در صورت استفاده صحيح موجب سالم شدن روابط زناشويي و محيط هاي اجتماعي مي گردد.
رعایت حجاب یعنی پرهیز از بر انگیختن شهوت شیطانی نامحرمان. حجاب یعنی مصونیت از نگاه شهوت آلود و شیطانی دیگران.
از آنجا که شهوت مردان مطابق با مطالعات علمی فوق الذکر از طریق نگاه برانگیخته می شود، زنی که حجاب و عفاف را رعایت نمی کند چه بخواهد و چه نخواهد، موجب تحریک شهوت هزاران مردی که چشمشان به وی افتاده است می شوند و مردی که در طول روز از منزل بیرون می رود، به ازای هر زنی که حجاب را رعایت نکرده و او آنها را می بیند شهوتش تحریک می شود.
قطعا اکثریت غریب به اتفاق زنانی که بدون رعایت حجاب از منزل خارج می شوند قصذ برانگیختن شهوت دیگران را ندارند و آن را دون شان خود می دانند. شاید می خواهند در چشم همسر و یا نامزد خود زیبا جلوه کنند، لیکن متوجه آثار شوم رفتار خود نیستند. در جامعه یافت می شوند مردانی که در مقابل این تحریکات شهوانی تاب مقاومت ندارند و به فساد کشیده شده و به فواحش و یا تجاوز به نوامیس روی می آورند و گاه زنانی قربانی این تجاوزات می شوند که خود در به وجود آوردن آن نقشی نداشته اند.
وقتی جذابیت جنسی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شد، زنانی که به دلایل گوناگون توان رقابت در این عرصه را از دست می دهند، ارزش آنان کم محسوب می شود. زنان شوهردار نیز در رقابت با زنان جوان تر و زیباتر احساس ناکامی می کنند. بنابراین عدم رعایت حجاب در اجتماع، یکی از دلایل از دست رفتن شیرینی زندگی خانوادگی و از دلایل افزایش طلاق می باشد.
در جامعه ای که رعایت حجاب و عفاف شود زنان از آرامش و امنیت بیشتری برخوردارند.
زماني كه بنده اين منطق را در جوامع غربي مطرح مي كردم که ارزش اجتماعی زن نباید به جذابیتهای فیزیکی آنها بستگی داشته باشد مورد پسند آنان قرار مي گرفت.
 
زنانی که خود را فمینیست (مدافع حقوق و ارزش زنان) معرفی می کنند، خود را آرایش کرده و در روابط اجتماعی به نمایش اندام خود می پردازند، نشان میدهند که چه مقدار برای قضاوت مردان در مورد خود اهمیت قائلند و خود را تا یک عنصر جنسی و یک محرک شیطانی عمومی تنزل می دهند، لذا برخی از شاخه های فمینیستی از آرایش خود و نمایش عمومی اندام خود پرهیز می کنند.  
در غرب زنان از ارزش اجتماعی تلقی شدن جذابیت جنسی به شدت رنج می برند و اگر فلسفه  حجاب خوب شناسانده شود، زمينه براي جذب آنان به اسلام فراهم مي گردد.
در سخنرانی های خود در مجامع غربی، گاهي به حجاب حضرت مريم(س) اشاره مي كردم، اينكه در تصاوير نصب شده در كليساهاي غرب و مجسمه هايي كه از ايشان طراحي كرده اند، او را با پوششي كامل - مانند چادري كه مسلمانان استفاده مي كنند- نشان مي دهند.
اگر در جامعه اي ارزشهاي ديني حاكم نباشد، حتي انحصار ازدواج بين زن و مرد را هم از بين مي برند. مانند كشورهاي هلند،كانادا و امريكا كه انسان را به ياد قوم لوط مي اندازد. امروزه در غرب خود فروشي زن و خود فروشي مرد يك شغل محسوب مي شود، تنها لازم است بهداشت را رعايت كنند و ماليات كار خود را به دولت بپردازند! تا جایی که از آنها با عنوان خدمات رسانان سکس یاد می کنند و در اقتصاد آن را جزو تولید خدمت محسوب می نمایند. آنها حتي مي توانند كانديداي مجلس و رياست جمهوري شوند! آنها در خيلي از كميسيونهاي پارلماني و كميسيون حقوق بشر حضور فعال دارند.
آخیرا وزیر خارجه آلمان که یک مرد است با مرد دیگری ازدواج کرد و خانم مرکل صدر اعظم آلمان و خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم در جشن ازدواج آندو شرکت کرد.
طبق آمارهاي ارائه شده، از هر سه زن در ایتالیا به يكي از آنان تجاوز شده و از هر چهار دختر يكي از آنها اولين ارتباط جنسي اش با محارم خود بوده است. در انگلستان هر مردی که سه فرزند دارد یکی از آنها فرزند خود او نیست و از آن اطلاع ندارد. اين موارد به علت عدم حاكم شدن قوانين و ارزشهاي ديني در جامعه است.
آینده چنین جوامعی آزادی زنا با محارم است هر جند کم و بیش در این جوامع زمینه بروز آن مشاهده می شود.
اگر ما بتوانيم اسلام و حجاب را آنگونه كه هست تشريح كنيم خيلي از ذهنيت ها در جهان تغيير مي كند. وقتي براي زنان، نگاه اسلام به زن و حجاب مطرح گردد، بسياري از آنان به اين دين آسماني گرايش مي يابند. به علت وجود اين واقعيت هاست كه غرب براي جلوگيري از نفوذ اسلام در بين جوامع خود به تحريف در باره عقائد اسلام روي آورده است. اگر اصل اسلام موجب گریز این جوامع از اسلام می شد نیازی به تحریف نمی دیدند.
غربي كه همه نوع فساد و فحشا در آن آزاد است نمي تواند رعايت حجاب توسط زنان و دختران مسلمان را را تحمل كند و تا آنجا پيش مي رود كه دختران نوجوان را به دليل رعايت حجاب از تحصيل محروم مي كنند.
توصیه به خانمهایی که عامدا اندام خود را در جامعه به نمایش می گذارند این است که احساس کمبود شخصیتی خود را با افزایش علم و عمل صالح جبران کنند که ارزشی ماندگار خواهد بود، نه با نمایش اندام که بر فرض کسب احساس کاذب، امری گذرا است و آسیب های اجتماعی بسیاری را به دنبال دارد.
در جامعه ایران از عبارت بدحجابی به نحو صحیحی استفاده نمی شود.
بد حجاب در حقیقت باید به کسی گفته شود که اندام خود را آنطور که شایسته است نمی پوشاند. مثلا حساسیتی به پیدا شدن موی خود ندارند هر چند قصد نمایش و خودنمایی و تحریک دیگران را نداشته باشد.
زنانی که خود را آرایش می نمایند و زیباتر از آنچه هستند به نمایش می گذارند شایسته عبارت دیگری هستند. شاید عبارتی مشابه "جلوه فروشان" برای آنها مناسب تر باشد.
تفاوت جلوه فروشان با خود فروشان این است که جلوه فروشان عملا خواسته یا ناخواسته به تحریک شهوات شیطانی می پردازند بدون اینکه شهوت برانگیخته را ارضاءنمایند، در حالی که خودفروشان به ارضاء مشتریان خود روی می آورند. در حقیت می توان جلوه فروشان را بازار یابانی برای خودفروشان محسوب نمود.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که زیایی اگر وارد عرصه تحریک جنسی در روابط اجتماعی نشود مذموم نیست. بطور مثال برخی ها چادرهای گلدار را بر می گزینند یا در محافل زنانه به آرایش خود می پردازند. چون در بین زنان جذابیت جنسی و تحریک پذیری به صورت طیعی وجود ندارد، لذا منعی برای آن گذاشته نشده است. بنابراین آنچه در اسلام منع شده است با هدف جلوگیری از تحریک شهوات جنسی در روابط اجتماعی و نامشروع است.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت   توسط سلام  | 

فلسفة حجاب برای خانم‌ها چیست‌؟

این که می‌گویند:

زن موجود جذابی است و باید با پوشش‌،دیگران و خود را به گناه نیاندازد، آیا توهینی است به این قشر؟

عفت و پاکدامنی‌، با آفرینش و فطرت زن به هم آمیخته است‌، و در آفرینش او، جایگاه عظیم و بلندی دارد که هم خود زنان خواهان عفت و پاکدامنی هستند و هم دیگران زن را با این ویژگی می‌خواهند. اسلام نیز آفرینش زن و صلاح و خیر جامعه را در نظر گرفته‌، و حجاب را لازم شمرده تا عفت برونی زن‌، با عفت درونی او هماهنگ و بنیان خانواده مستحکم گردد و زن همچون کالای ناچیزی در معرض همگان قرار نگیرد.
قرآن مسأله حجاب را در چند آیه‌، یادآوری و در بعضی از آنها به حکمت و فلسفه آن هم اشاره کرده است که برخی از آنها عبارتند از:
1. پاکی دلهای مردان و زنان و آلوده نشدن آنها: در مکتب قرآن‌، علاوه بر بهداشت جسمی (که در دنیا مطرح است‌) یک نوع بهداشت روحی و روانی هم وجود دارد که چنانچه مراعات نشود، روح مسموم می‌شود، و آثار خطرناکی را در پی دارد که از مسمومیت جسمی به مراتب خطرناک‌تر است‌. در برخی آیات‌، به رعایت این نوع از بهداشت توصیه شده است‌.
قرآن‌، در آیة 53 سوره احزاب در مورد روبرو شدن و صحبت کردن با زنان پیامبر می‌فرماید:
"...وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُن‌َّ مَتَـَعًا فَسْ ?‹َلُوهُن‌َّ مِن وَرَآءِ حِجَاب‌ٍ ذَ َلِکُم‌ْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُم‌ْ وَ قُلُوبِهِن‌َّ...; و هنگامی‌که چیزی ]از وسایل زندگی را به عنوان عاریت‌[ از آنان ]=همسران پیامبر[ می‌خواهید، از پشت پرده بخواهید. این کار، برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است‌."
2. در امان ماندن از اذیت افراد سبکسر: خداوند در آیة 59 سوره احزاب می‌فرماید: "یَـََّأَیُّهَا النَّبِی‌ُّ قُل لاِ ّ ?َزْوَ َجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَآءِ الْمُؤْمِنِین‌َ یُدْنِین‌َ عَلَیْهِن‌َّ مِن جَلَـَبِیبِهِن‌َّ ذَ َلِکَ أَدْنَی‌ََّ أَن یُعْرَفْن‌َ فَلاَ یُؤْذَیْن‌َ وَ کَان‌َ اللَّه‌ُ غَفُورًا رَّحِیمًا; یعنی‌: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسری‌های بلند خود را بر خویش فرو افکنند ]طوری که زیر گلو و سینه‌هایشان پیدا نباشد[ این کار برای این‌که شناخته شوند و مورد اذیت ]اهل فسق و فجور[ قرار نگیرند، بهتر است‌، (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است‌."
3. به طمع نیفتادن افراد سبکسر و بیماردل‌: در آیه 32 سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر ـ که در واقع خطاب به همه زنهاست ـ آمده است‌: "...به شکل هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید" و در آیه 30 و 31 سوره نور خطاب به پیامبراکرم‌می‌فرماید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِین‌َ یَغُضُّواْ مِن‌ْ أَبْصَـَرِهِم‌ْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُم‌ْ ذَ َلِکَ أَزْکَی‌َ لَهُم‌...; به مؤمنان بگو چشمهای خود را ]از نگاه به نامحرمان‌[ فرو گیرند، عفت خود را حفظ کنند. این‌، برای آنان پاکیزه‌تر است‌... و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را ]از نگاه هوس‌آلود[ فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار نکنند، و ]اطراف‌[ روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[، و زینت خود را آشکار نسازند; مگر برای شوهرانشان‌، یا پدرانشان‌، یا پدر شوهرانشان‌، یا پسرانشان‌، یا پسران همسرانشان‌، یا برادرانشان‌، یا پسران برادرانشان‌، یا پسران خواهرانشان‌، یا زنان هم‌کیششان‌، یا برده‌گانشان ]کنیزانشان‌[، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، و هنگام راه رفتن‌، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود ]و صدای خلخال که بر پادارند به گوش رسد[. ای مؤمنان همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید!"
علاوه بر آنچه بیان شد، استواری اجتماع و استحکام پیوند خانوادگی‌، جلوگیری از چشم چرانیها، حفظ ارزشها، احترام‌ِ زن ـ که هر اندازه متین‌تر و باوقارتر و عفیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش مرد نامحرم نگذارد به احترامش افزوده می‌شود ـ از دیگر علتها و فلسفه‌های حجاب است که از آیات و روایات استفاده می‌شود.(جهت آگاهی بیشتر ر.ک‌: مسأله حجاب‌، مرتضی مطهری‌، انتشارات صدرا / فلسفة حجاب‌، علی محمدی‌، انتشارات ارم‌.)
بدون شک‌، زن‌، زیباتر از مرد است‌; و سیستم وجودی او به گونه‌ای است که مطلوب است‌. اما آیا لازمة زیبائی و جذاب بودن گناه است‌؟! و آیا لازمة زیبائی آن است که صرفاً با دید جنسی به او نگاه شود؟ اگر چنین باشد، پس نباید خدائی که خود جمیل است جمال آفرین باشد. اصولاً، تمام عالم خلقت زیبا است‌; آیا شایسته است بگوییم پس سبب گناه است‌؟!
بدیهی است‌، از هر زیبائی در مسیر مشروع خود باید استفاده کرد. زن‌، نیز زیباست‌، اما از همة خوبی‌های او و از طریق مشروع‌، با حفظ همة حریم‌ها، شایسته است در مسیر کمال خواهی استفاده کرد; همان گونه که زن‌ها نسبت به همسران خود این چنین اند، و هر دو در مسیر کمال مکمل یک دیگرند. "
هُن‌َّ لِبَاس‌ٌ لَّکُم‌ْ وَأَنتُم‌ْ لِبَاس‌ٌ لَّهُن‌َّ;(بقره‌،187)، آن‌ها لباس شما هستند; و شما لباس آن‌ها هر دو زینت هم و سبب حفظ یک دیگرید."
دعوت به پوشش‌، نه تنها توهین نیست‌، بلکه احترام است‌. اتفاقاً، از دیدگاه قرآن ]همان طور که قبلاً اشاره شد[ حجاب‌، عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی و جنسی ننگرند.
در اسلام‌، عصمت و عفت زن "
حق الله‌" است‌. یعنی حتی اگر خود زن یا شوهر رضایت به بی‌عفتی و بی‌حجابی زن بدهند، کار تمام نیست‌; زیرا زن‌، ناموس خدا است‌، و با رضایت مشروع نمی‌شود. فرق کشورهای غربی با اسلام این است که در غرب اگر زنی بی‌عفتی کرد، خود او یا پدر و مادر و شوهر او رضایت دادند مشکل حل است‌، امّا در اسلام‌، با رضایت کار تمام نمی‌شود; بلکه‌، حکم خدا باید جاری شود. این نشان‌گر آن است که عفت زن از آن‌ِ خدا است و باید محفوظ بماند.
همة این حرف‌ها، حاکی از عظمت زن است که خداوند می‌خواهد حرمت او حفظ شود; و مردان صرف زیبا بودن و جذاب بودن زن‌، فقط با دید جنسی و شهوانی نگاه نکنند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت   توسط سلام  | 

گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع

  گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بى حجابى است که فکر مى کنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربى کاملاً نمایان است، آنقدر عیان است که حاجتى به بیان ندارد. نمى گوئیم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بى حجابى است، نمى گوئیم استعمار ننگین و مسائل سیاسى مخرب در آن مؤثر نیست، بلکه مى گوئیم یکى از عوامل مؤثر آن مسأله برهنگى و بى حجابى محسوب مى شود و با توجه به اینکه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سرچشمه انواع جنایتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناک این مسأله روشن تر مى شود. هنگامى که مى شنویم در انگلستان، در هر سال - طبق آمار - پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنیا مى آید، و هنگامى که مى شنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده اند - نه به خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى - بلکه به خاطر خطراتى که فرزندان نامشروع براى امنیت جامعه به وجود آورده اند، به گونه اى که در بسیارى از پرونده هاى جنائى پاى آنها در میان است، به اهمیت این مسأله کاملاً پى مى بریم، و مى دانیم که مسأله گسترش فحشاء حتى براى آنها که هیچ اهمیتى براى مذهب و برنامه هاى اخلاقى قائل نیستند فاجعه آفرین است، بنابر این هر چیز که دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده تر سازد تهدیدى براى امنیت جامعه ها محسوب مى شود، و پى آمدهاى آن هر گونه حساب کنیم به زیان آن جامعه است. مطالعات دانشمندان تربیتى نیز نشان داده، مدارسى که در آن دختر و پسر با هم درس مى خوانند، و مراکزى که مرد و زن در آن کار مى کنند و بى بند و بارى در آمیزش آنها حکم فرما است، کم کارى، عقب افتادگى، و عدم مسئولیت به خوبى مشاهده شده است.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 

ابتذال زن و سقوط شخصیت او  

مسأله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازى به ارقام و آمار ندارد، هنگامى که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمائى افزونتر از او دارد، و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه اى شخصیت زن تا سرحد یک عروسک، یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند، و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زیبائى و خودنمائیش مى شود. و به این ترتیب مبدل به وسیله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سرکش یک مشت آلوده فریبکار و انسان نماهاى دیو صفت!

 

در چنین جامعه اى چگونه یک زن مى تواند با ویژگیهاى اخلاقیش، علم و آگاهى و دانائیش جلوه کند، و حائز مقام والائى گردد؟! براستى درد آور است که در کشورهاى غربى، و غرب زده، و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و درآمد و موقعیت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود که به نام هنرمند و هنرپیشه، معروف شده بودند، و هر جا قدم مى نهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و دست مى شکستند و قدمشان را خیر مقدم مى دانستند! شکر خدا را که آن بساط برچیده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعیت یک عروسک فرنگى و کالاى بى ارزش در آمد و شخصیت خود را باز یافت، حجاب بر خود پوشید اما بى آنکه منزوى شود و در تمام صحنه هاى مفید و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامیش ظاهر شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 

 

 

آقا مصطفی زمانی در مراسم فرش قرمز

"یکی دو نفر مصطفی زمانی را هل دادند جلو و گفتند آقا این هم یوزارسیف. رهبر لبخندی زدند و گفتند: شما آقاجان اولین تجربه تصویری‌تان ، با حضرت یوسف (ع) بود، خودتان را حفظ کنید و همیشه مثل حضرت یوسف (ع) بمانید. زمانی ساکت و آرام هم چشمی گفت و با فشار جمعیت عقب رانده شد."

* آقا مصطفی! كاش به توصیه رهبر عمل می‌كردی و همون یوزارسیف باقی می‌موندی. ولی هنوزم دیر نشده. مواظب اونایی كه میخوان خرابت كنن باش ...مصطفی جان یادت نرود که تو از دیار بزرگمردی چون حاج حسین بصیری و ما تورا به همین دلیل دوست میداریم. پس مراقب باش تا شیاطین در لباس انسان آبروی تورا به باد ندهند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 

حیات اجتماعی, عرصه تلاش, رشد و انحطاط انسان ها است. افراد بشر به دلایل زیادی نمی توانند انفرادی زندگی کرده و عزلت و گوشه گیری اختیار کنند.۱ مضافاً این که برای تأمین حوایج فردی و اجتماعی و به فعلیت رساندن استعدادها و رشد عقلی و علمی ناگزیرند اجتماعی زندگی کنند. بنابراین, وجود روابط میان انسان ها از لوازم لاینفک حیات جمعی است. اما آن چه در این روابط مورد سؤال است, چگونگی و حدود ارتباط بین زن و مرد و پسر و دختر است.

در گذشته های نه چندان دور به دلیل آموزه های دینی, سنت های ملی و اجتماعی, حریم و حرمتی بین دو جنس مخالف برقرار بود, حتی پادشاهان برای زنان خود حرم سراهایی داشتند; از این رو روابط بین زن و مرد مشکل اجتماعی محسوب نمی شد; چنان چه فقدان حریم و محدودیت و آزادی روابط زن و مرد در میان کشورهای غربی و هواداران آن ها نیز از مشکلات این جوامع محسوب نمی شود;۲ اما امروزه در میان کشورهای اسلامی و برخی از اقوام دینی, به ویژه کشور اسلامی ایران, بر اثر کثرت جمعیت و تکثر نیازمندی های اجتماعی, اقتصادی, سیاسی و فرهنگی که موجب شده حضور زنان همگام با مردان در صحنه های مختلف جامعه فزونی یابد, موضوع روابط بین زن و مرد به یکی از مشکلات مهم اجتماعی تبدیل شده است. با عنایت به این که اسلام جامع ترین و کامل ترین ادیان الهی است و برای همه چیز دستور و قانون دارد, به طور قطع حدود این روابط را نیز روشن و شفاف بیان کرده تا مسلمانان واقعی در این گونه مسائل, موازین شرعی را رعایت کنند و از حریم ها و حرمت ها تجاوز نکنند.

● روابط در چارچوب قانون

به طور کلی اسلام می گوید: روابط زن و مرد در محدوده قانون و براساس ضرورت ها, اشکال ندارد. حضرت فاطمه زهرا(س) که خود اسلام مجسم بود, با سلمان, ابوذر و سایر اصحاب پیامبر سخن می گفت. هم او پس از رحلت رسول اکرم(ص) برای دفاع از خلافت امام علی(ع) به همراه حسن و حسین, به خانه مهاجران و انصار می رفت و با آنان به احتجاج می پرداخت. خطبه غرای حضرت فاطمه زهرا در مسجدالنبی و گفت وگوی مکرر وی با ابوبکر و عمر, همه شاهد بر جواز گفت وگو است.

درباره روابط زن و مرد و حد و حدود و موارد آن سؤالات زیادی در اذهان مردم به ویژه قشر جوان و تحصیل کرده وجود دارد که ما سعی می کنیم در قالب پرسش و پاسخ, به این سؤالات جواب دهیم.

۱) آیا پسر و دختر می توانند با یک دیگر گفت وگوی تلفنی و یا حضوری داشته باشند؟

پاسخ: اگر به هم اطمینان کامل دارند که این مکالمه ها به محبت و عشق منتهی نمی شود و به لذت های جنسی نمی انجامد و از محدوده ضرورت های عقلی و شرعی تجاوز نمی کند, اشکالی ندارد; به عبارت دیگر اگر هدف از این گفت وگوها مثلاً حل مسائل درسی و یا ازدواج در آینده باشد, از نظر دینی اشکالی ندارد; لیکن اگر احتمال قوی بدهند که تداوم این مکالمه ها باعث افتادن هردو یا یکی از آن دو در دام محبت است, به عنوان مقدمه حرام جایز نمی باشد.

مشاوره درباره مسائل خانوادگی, پرسش از مسائل دینی, مشورت در امور درسی از جمله انتخاب رشته و حتی امر به معروف و نهی از منکر, همه این موارد در صورتی که به حد ضرورت اکتفا شود و باعث دل بستگی نگردد, مشکل شرعی نخواهد داشت. گرچه غالب گفت وگوها به علاقه شدید دو جنس مخالف و یا یک طرف منتهی شده است; از این رو لازم است حتماً جانب احتیاط در این گونه مسائل رعایت شود.

۲) آیا نشستن دو جنس مخالف در تاکسی یا اتوبوس و یا هواپیما در کنار هم جائز است؟

پاسخ: اگر بدن آن ها به یک دیگر مماس نشود بلکه چیزی بینشان فاصله ایجاد کند و از طرفی خوف فتنه و افتادن به حرام هم نباشد, مانعی ندارد. چنان چه سوار کردن یا سوار شدن نامحرم و گفت وگوهای ضروری بین آنان نیز حرمتی ندارد.

۳) زن و مرد نامحرمی کارمند اداره و یا مؤسسه ای هستند و بنا به اقتضای کار باید در آن جا رفت وآمد کنند و حتی با هم صحبت کنند, این مسئله چه صورت دارد؟

پاسخ: از نظر مراجع اگر اطمینان به یک دیگر داشته باشند که به حرام نمی افتند, اشکالی ندارد, زیرا مؤسسه یا اداره از نوع خلوت اجنبیه نیست, به دلیل این که در این گونه مکان ها معمولاً افراد مختلف رفت و آمد می کنند.

روابط نامحرمان باید در کادر موازین دینی باشد, به دلیل این که همه می دانیم جاذبه جنسی, بسیار قوی و نیرومند است و دو جنس مخالف را هم چون آهن و آهن ربا به هم می کشاند و جذب می کند. مرد و زن همواره به حکم میل طبیعی مایلند با یک دیگر معاشرت و گفت وگو کنند, اما عقل سلیم و آیین اسلام, روابط نامحرمان را به طور مطلق مجاز ندانسته تا نسل جوان از آسیب های آن مصون بمانند, چرا که معاشرت های نامعقول در بسیاری از موارد به روابط نامشروع منجر شده و اساس خانواده ها را متزلزل می کند و ممکن است به اختلافات دامنه دار و حتی جدایی والدین کشیده شود. امام علی(ع) می فرماید: (واکفُف علیهِنّ من ابصارِهِنّ بِحجابِک ایّاهُنَّ, فَأنَّ شِدَّةَ الحجاب اَبقی عَلَیهِنَّ;۳ زن ها را در پرده حجاب و عفاف قرار بده تا نامحرمان به آنان نگاه نکنند, زیرا شدت حجاب, عامل سلامت و حفاظت آن ها است). چه بسا ممکن است بیرون رفتن بانوان از خانه باعث شود تا افراد ناصالح به درون خانه راه پیدا کنند و موجبات ارتباط با آنان فراهم شود. البته این سخن به این معنا نیست که زنان در خانه زندانی شوند و حق بیرون رفتن و حضور در اجتماع را نداشته باشند, هدف و نکته اصلی, رعایت حجاب, حفظ حرمت و حریم زنان است تا مردان ناپاک را از رسیدن به مقاصد ضد اخلاقی و فاسدشان ناکام کند.

نمونه های عینی فراوانی وجود دارد که به دلیل رعایت نشدن موازین و حدود اسلامی در روابط زن و مرد, بنیان خانواده ها از هم گسسته و منجر به طلاق و جدایی شده است. به چند نمونه توجه کنید:

ـ شخصی با آوردن رفیق مجرد خود به خانه اش, موجب شد تا آن فرد در غیاب وی, با همسر جوانش ارتباط نامشروع برقرار کند که زندگی این زن و مرد با وجود داشتن دو فرزند به طلاق انجامید.

ـ بر اثر عدم رعایت حجاب, برادری عاشق زن برادر خود شد و پس از کشف روابط نامشروع, کار به طلاق کشیده شد و برادر خائن با زن برادرش ازدواج کرد.

همه این موارد و نمونه های فراوان دیگر به دلیل رعایت نکردن حد و حدود روابط و خارج شدن از موازین اخلاقی و شرعی و اسلامی است. در این میان زنان باید بیش از مردان مراقب خود باشند, زیرا آنان به دلیل هوس بازی, ساده لوحی, عواطف شدید و یا کمبود محبت به سرعت فریب می خورند و حتی مردان بوالهوس را نیز فریب می دهند. قرآن کریم از زبان عزیز مصر می فرماید: (اِنّ کیدکُنَّ عظیم;۴ مکر شما زنان, مکری بزرگ است). تجربه نشان داده است که زیاده روی در معاشرت با زنان, قلب را می میراند و انسان را به گناه می اندازد.

۱ـ لارهبانیة فی الاسلام.
۲ـ هرچند عواقب شوم آزادیِ روابط در جوامع مذکور نمایان است و مکرراً در روزنامه ها, مجلات و رادیو و تلویزیون آنان آسیب های حاصله گوشزد می شود, اما به دلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی پذیرفته شده از سوی آنان, نمی توانند این آزادی را محدود کنند.
۳ـ نهج البلاغه, نامه۳۱.
۴ ـ یوسف(۱۲) آیه ۲۸.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 
معمولا معظم له صبح ها به کوه می روند و نماز را هم همانجا می خوانند. کوهنوردی از برنامه های مورد توجه آقاست . یک روز که مقام معظم رهبری به کوه های اطراف تهران رفته بودند ، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد. ولی برخلاف تصور آن دو ایشان با آنها احوالپرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آنها نیز سوال کردند. پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد ، واقعیت را گفت که ما دوست هستیم. آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند:"بد نیست صیغه محرمیتی درمیان شما برقرار شود وشما باهم ازدواج کنید" و به آنها پیشنهاد دادند که :" اگرمایل بودید در فلان تاریخ بیایید ،من آمادگی دارم که شخصاً عقد شما را بخوانم. "آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر ایشان رسیدند.

آقا عقد آنها را جاری کردند وبا برخورد کریمانه مقام ولایت، این دوجوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

http://media.farsnews.com/Media/8605/ImageReports/8605280786/1_8605280786_L600.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 

آخرین قیمت دختر خانم ها !؟

" مهر" یا "مهریه" در فرهنگ ارزشهای اسلامی چیزی است که مرد با عنایت به توانمندیهای بالفعل و بالقوه و حقیقی خود از سویدای دل در نظر میگیرد و به زن پیشکش می کند، زنی که در نظر دارد تا پایان عمر با او زندگی کند و در سعادت و رستگاری دنیا و آخرتش سهیم باشد.

مهریه

واقع امر این است که برای " مهر" در فرهنگ اسلامی مورد یا نوع خاص و یا مقدار و میزان معیّنی تعیین نشده است، زیرا چنانچه در شرع مقدس اسلام برای " مهر " مورد خاصی در نظر گرفته می شداعم از مادی و معنوی که مرد موظف بود فقط همان را به همسر خود تقدیم کند، چنین شرایطی نیز بعضاً می توانست مانعی برای ازدواج بهنگام برخی از داوطلبان موجّه و واجد شرایط ازدواج باشد.

 

 

در هر حال، مهر هرچه که باشد ، زمانی می تواند معنا و مفهوم پر ارزشی داشته باشد که برخاسته از صداقت و از روی محبت و مهرورزی و جان مایه ای برای حیات مشترک باشد. بنابراین تعیین "مهر" باید به دور از هرگونه نگرش های ناصحیح فرهنگی، عقاید قالبی و باورهای کلیشه ای و عوامانه صورت بپذیرد و می بایست در آن معیارهای منطقی و واقع بینانه مدّ نظر باشد.

 

بنابراین زمانی که بین دختر خانم و آقا پسر، دو جوان داوطلب ازدواج و خانواده های محترم و فهیم و بصیر ایشان در حد مقدور در فرصت زمانی نسبتاً کافی شناخت متقابلی حاصل گردید و زمینه خواستگاری رسمی و تدارک برنامه عقد زوجیت فراهم گشت، اصرار بر فزونی میزان " مهریه " خارج از محدوده توان بالفعل و بالقوه آقای داماد از طرف عروس خانم و خانواده وی یا پافشاری در کمی میزان " مهریه " که یقیناً به طور قابل ملاحظه ای کمتر از توان بالفعل و بالقوه آقای داماد است از طرف شخص ایشان و خانواده وی نمی تواند امری معقول، منطقی و سزاواری باشد.

بررسی ها نشان داده ریشه ی بسیاری از ناکامی ها و شکست ها در ازدواج و جدایی زوج های جوان را می توان درنحوه آشنایی و ضعف در شناخت صحیح ایشان از یکدیگر قبل از پیوند زناشویی جست و جو کرد ،پیشنهادهای عجولانه و قبول تعهدات انجام نشدنی، فزون طلبی ها و پیروی از تشریفات غیر ضروری، همه و همه زمانی صورت می پذیرد که خانواده ها و داوطلبان ازدواج، شناخت جامع و چندان قابل اعتماد و پایداری نسبت به یکدیگر نیافته اند.

" مهریه " باید در جهت تقویت اصل آرامش در زندگی مشترک و آرامشگری زن و شوهر باشد و نه صرف یک اهرم بازدارنده از طلاق!! و یا ابزاری برای بلند پروازی و تفاخر خانوادگی و خود مهم بینی اجتماعی!!

همه ی سخن این است که به هنگام خواستگاری و تعیین "مهریه" می بایست همگان به هدف مقدس ازدواج که همانا رسیدن به ساحل آرامش است بیندیشند. در تعیین نوع و میزان و یا کیفیت و کمیّت" مهریه" مقایسه ای ناصواب، چشم و هم چشمی ناشایست، رقابت های نامعقول و فزون طلبی های بی حاصل و نیّات سوداگرانه نمی بایست معیار اندیشه و تقاضا باشد. زمانی که شایستگی و قابلیت آقای خواستگار برای دختر خانم و خانواده عزیزشان محرز می گردد و آقا و خانواده ایشان نیز از کفایت و صلاحیت دختر خانم اطمینان حاصل کردند شایسته است و سزاوار است آن است که در این شرایط آقای خواستگار و آماده ازدواج ارزشمند ترین چیزی که در اختیار دارد و یا می تواند بسهولت داشته باشد، به عنوان "مهریه" تقدیم دختر خانم نماید.

از سوی دیگر تقاضای"مهریه" از طرف دختر خانم و خانواده وی نیز نباید به گونه ای باشد که ادای آن برای همسر آینده اش امری دشوار و طاقت فرسا و یا غیر ممکن باشد.

به سخن دیگر ، بهترین معیار و ملاک میزان"مهریه" آن است که از سویدای دل و از بستر محبت و منبع ایمان تعیین و عرضه گردد. امام صادق علیه السلام محبت واقعی مرد را نسبت به همسرش از جمله نشانه های قوت ایمان می دانستند و می فرمایند:" محبت فوق العاده شوهر به همسر خود نشانه قوت ایمان اوست".

مهریه

 

" محبت" در ارزشهای الهی و فرهنگ اسلامی و قاموس روان شناسی یعنی، گذشت، ایثار، صداقت،،احسان و صبوری. از همین رو تقدیم آنچه که در توان هست و یا می تواند باشد ، به دور از زحمت و مشقّت فوق العاده طاقت فرسا از طرف آقای داماد به عروس خانمی که براساس شناخت درست او را مطلوب همدلی و شریک آرامش و سعادت دنیوی و اخروی خود تشخیص داده هم نشانه محبت و هم نشانه قوت ایمان به خالق منان است.

 

خانواده های بصیر، فهیم و دور اندیش نیک می دانند که در فرایند ازدواج دو جوان، هرگونه تعهد ناروا و تکلیف نامعقول و هزینه های فوق العاده که به دختر یا پسر و یا خانواده های طرفین تحمیل می شود ، در نهایت به طور مستقیم و غیر مستقیم، خواسته و ناخواسته آثار ناخوشایندش فضای زندگی مشترک و روابط عاطفی زوجین را متأثر می کند. بنابراین بلند اندیشی و فارغ بودن از وضعیت موجود، رهایی از رفتارها و گفتارهای قالبی و نه چندان معقول این و آن، در ترتیب و تنظیم برنامه زندگی مشترک دو جوان و اندیشه و تلاش در جهت تقویت زندگی آرام و تبلور خصیصه آرامشگری و آرامش بخشی در شخصیت عروس و داماد امری است بایسته و شایسته. چراکه هرنوع درگیری که در این خصوص بوجود آید می تواند زمینه ساز بدبینی، دلگیری و کدورت بین زوجین شود و رابطه آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

این در حالی است که متأسفانه در غالب موارد، مسائلی همچون" مهریه " و " جهیزیه " و تشریفات و مخارج فوق العاده و اساساً غیر ضروری عروسی از مشکلات بزرگ ازدواج بهنگام در نزد جوانان وخانواده های آنان به شمار می آید.

جهیزیه " به معنای درست، منطقی و قابل قبول آن یعنی کمک و مساعدتی که دختر خانم و خانواده ی وی با محبت و معرفت و از سر لطف و احسان برای تشکیل خانواده جدید و زندگی مشترک و سعادتمند زوج جوان مرحمت می فرمایند. این کمک می تواند در جهت تأمین مسکن، یا تهیه لوازم زندگی و یا هردو باشد.
همین باور که " مهریه " سنگین پشتوانه خوبی برای عدم جدایی و پیشگیری از طلاق است و نه برای دادن و گرفتن، مبارکی و مهرآفرینی" مهریه " را زایل می نماید.در حالی که " مهریه " باید در جهت تقویت اصل آرامش در زندگی مشترک و آرامشگری زن و شوهر باشد و نه صرف یک اهرم بازدارنده از طلاق!! و یا ابزاری برای بلند پروازی و تفاخر خانوادگی و خود مهم بینی اجتماعی!!

مشاهده ی صدها زوج جوان که بعد از دو سه سال زندگی مشترک زناشویی، برای انجام جدایی در راهرو های دادگستری این سو و آن سو می روند و نیز تماشای رفتار و شنیدن صحبت های مصرّانه ی برخی از عروس خانم هایی که مهریه ای هزار سکّه ای دارند و باچشم پوشی از همه ی حق و حقوق شرعی خود و گذشت از مهریه ی کلان، طالب جدایی و جاری شدن صیغه طلاق هستند ، هر نظاره گر بصیر و هوشمند را به اندیشه و تأمل فراوان وا می دارد.

مهریه

 

بنابراین " جهیزیه " به معنای درست، منطقی و قابل قبول آن یعنی کمک و مساعدتی که دختر خانم و خانواده ی وی با محبت و معرفت و از سر لطف و احسان برای تشکیل خانواده جدید و زندگی مشترک و سعادتمند زوج جوان مرحمت می فرمایند. این کمک می تواند در جهت تأمین مسکن، یا تهیه لوازم زندگی و یا هردو باشد.

 

 

" مهریه " هدیه ای است که پسر در حد وسع و توان، مکلّف و موظّف به ادای آن است و " جهیزیه " هدیه ای است که دختر و یا خانواده وی بی هیچ تکلیف و وظیفه ای در صورت امکان و تمایل به صورت دلخواه برای آغاز زندگی مشترک زوجین مرحمت می نمایند.

از این رو مباحثی چون " مهر کم، جهیزیه کم و مهر زیاد، جهیزیه زیاد " نمی تواند معقول و منطقی و مهمتر اینکه نمی تواند تضمین کننده ی خوشبختی زوجین در آینده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 
«خانه خورشيد» تنها اميد ده‌ها زني‌ست كه بارها خودكشي ناموفق داشته‌اند، شب‌ها در پارك‌هاي سطح شهر سر مي‌كنند، در معرض انواع و اقسامي از وحشتناكترين آزارهاي جنسي قرار دارند، زناني كه بارها زندان رفته‌اند و خانه اول و آخر خود را «خانه خورشيد» مي‌دانند...! اكثر زنان اين مركز، شناسنامه ندارند؛ ازدواج مادران معتاد در جايي ثبت نشده؛ و شوهرانشان آن‌ها را با چند كودك قدونيم رها كرده‌اند!


مادران و كودكان به جا مانده از روابط صيغه‌اي و موقت، بدون داشتن شناسنامه دست ياري دراز كرده‌اند..! «خانه خورشيد» مركزگذري ترك اعتياد زنان، جايي كه صد زن معتاد را با متادون سرپا نگه مي‌دارد، چارچوب اين خانه به روي زنان معتاد باز است... اما اين خانه قانون و مقررات دارد... مقرراتي كه با چاشني محبت همراه است...


«متادون» شربتي كه 100 زن معتاد مثل يك داروي روزانه به آن نياز دارند و اصلي‌ترين بهانه ورودشان به خانه خورشيد، نوشيدن اين شربت است. خوردن شربت متادون قانون دارد... جرئه جرئه آن بايد با نظارت پزشك مصرف شود. آخرممكن است زني با خودداري از مصرف شربت، آنرا بفروشد و مواد تهيه كند و يا به جاي خوردن آن، باز به سمت مواد مخدر برود...! سوزن و سرنگ، نواربهداشتي، كاندوم، لباس زير، يك ليوان چاي داغ و يك وعده غذاي گرم هم به زنان‌ مي‌دهند... لباس‌ گرم براي زنان از نان شب هم واجب‌تر است...!


تشويق و ترغيب زنان براي استفاده از قرص‌هاي ضد بارداري يكي از ضرورياتي‌ست كه مسئولان خانه خورشيد به آن تاكيد مي‌كنند...! بسياري از زنان تمايل دارند كه از طريق عمل جراحي و بستن لوله‌هاي رحمي ، ديگر بچه‌دار نشوند اما يكي از اصول اين جراحي، موافقت كتبي و امضاي همسرانشان است، درحاليكه همسران،اين زنان را با چند كودك قدونيم قد رها كرده و مفقود شده‌اند...! با اين كه تلاش زن بي‌نتيجه مي‌ماند، اما نمي‌تواند به روابط صيغه‌اي و موقت تن ندهد...!


مادر است يا حداقل پسرش او را «مامان» صدا مي‌زند... اغلب وقتي با اين كلمه مواجه مي‌شود، دلش مي‌خواهد سيلي محكمي نثار پسرش كند تا ديگر مادر بودنش را به رخش نكشد! «مرضيه» مادر 38 ساله ته جيب‌هاي مانتوي كثيف و سوخته‌اش حتي پولي براي خريد يك جوراب بچه‌گانه ندارد... انگشتان پاي پسرش يكجا از دمپايي‌هايش بيرون زده و از سرماي اولين باران پاييزي سياه وكبود شده...!


مرضيه مي‌گويد: پولي بابت خريد شيشه و مواد مخدر نمي‌دهم؛ 10 بسته شيشه مي‌فروشم و صاحب كارم يك بسته مواد مخدر بابت دستمزدم مي‌دهد... اكثر دوستانم همين طور مواد مي‌فروشند؛ در واقع ما را به اسم «ساقي مواد مخدر» مي‌شناسند!


مرضيه سيگارش را روشن مي‌كند و بعد از اينكه آب بيني‌اش را با صداي بلند تمام و كمال بالا مي‌كشد به مدير مركز «خانه خورشيد» آهسته مي‌گويد: پاهام زخم شدن، لباس زير داريد...؟!


سحر يكي از زنان سرزمين خورشيد است... با دستپاچگي وارد اتاق مدير مركز مي‌شود و مي‌گويد: پدرم باز مي‌خواهد صحبت كند... اجازه مي‌دهيد؟


پدرسحر هم معتاد است، وقتي وارد اتاق مي‌شود سر به زير مي‌گويد: «سحر در خانه لب به غذا نمي‌زند، حرف نمي‌زند... بچه‌م ساده‌ست، نذاريد با زنان ديگر مراوده كند...!»مدير مركز خانه خورشيد به پدر سحر مي‌گويد: «سحر اين جا هم غذا مي‌خورد و هم با ديگران رابطه دارد؛ خودتان بگوييد كه در خانه چه بر سر سحر مي‌آيد...» پدر سحر سرش را به زير مي‌اندازد و با مكث مي‌گويد:چيزي نشده... چيزي نشده...


مدير مركز در برابر كنجكاوي‌هاي خبرنگار ايلنا در مورد اين موضوع با نارحتي مي‌گويد: دخترش را شب‌ها در اختيار ديگران مي‌گذارد تا پول موادش را تامين كند...! اما سحر كه مشغول قلاب‌بافي و بافتن ليف بود، روايت ديگري از يك اتفاق تعريف كرد: «يك سال با بابام ترياك مي‌كشيدم، با پاي خودم اومدم خانه خورشيد از خونه بدم مي‌ياد، دلم نمي‌خواد خانه باشم... نا مادري‌ام چشم ديدنم و نداره...هم ازش بد مي‌ياد و هم ازش مي‌ترسم... از مادر خودم بي‌خبرم...!»


سحر در مورد نگراني پدرش و اتفاقات شب‌هاي اخير مي‌گويد: «چند روز پيش يك ماشين من و پدرم و سوار كرد... راننده جوان از پدرم خواست تا يك سيگار بخرد و وقتي پدرم از ماشين پياده شد با سرعت حركت كرد، من و به خونه يكي از دوستانش برد و به من تجاوز كرد... حتي يك تومان هم كف دستم نگذاشت...!»

سحر عرق پيشاني‌اش را پاك مي‌كند و به يك زن ديگر كه توانايي حركت ندارد خيره مي‌شود و ادامه مي‌دهد: يك بار ازدواج كردم اما زمان ازدواج از معتاد بودنم حرفي نزدم در خانه بهانه‌گير بودم و بي‌جهت دعوا مي‌كردم... همسرم شك كرد و فهميد كه اعتياد دارم...! منو مثل يك سگ از خونه بيرون كرد و طلاقم داد!»


مركز كاهش آسيب اعتياد زنان خدمات روانشناسي و مددكاري هم به زنان ارايه مي‌دهد؛ آموزش افراد داراي رفتارهاي پرخطر در رابطه با تزريق ايمن، رفتار جنسي سالم، نحوه استفاده از كاندوم و راه‌هاي پيشگيري از ابتلا به ايدز و هپاتيت را در دستور كار دارد همچنين انجام رايگان مشاوره‌هاي مددكاري و روان‌شناسي، تست داوطلبانه (VCT) مددجويان در ارتباط با ويروس HIV و بيماري هپاتيت و واكسيناسيون عليه بيماري‌هاي واگيردار از ديگر اقداماتي است كه در خانه خورشيد ارايه‌ مي‌شود.


مرضيه 29 ساله كه ساير زنان مركز گاه او را «خوشگل خانم» صدا مي‌زنند، دو شب گذشته يك خودكشي ناموفق داشته.... جاي زخم طناب روي گردن از گوشه روسري‌اش پيداست...!

خودش مي‌گويد كه با كمربند مانتو خودش را آويزان كرده اما بند مانتو پاره شده و به قول خودش هنوز به مرگش در زندگي ادامه مي‌دهد...! مرضيه يك بار از شوهرش كه مي‌گويد «همه زندگي‌اش» بوده طلاق گرفته... از روز بعد از طلاق روزگارش سياه شده و بارها خودكشي كرده...


او از اينكه خودكشي‌هايش جواب نمي‌دهد گلايه‌ مي‌كند؛ با اينكه رمقي براي حرف زدن ندارد مي‌گويد: «يك روز نزديك 2 ساعت اطراف يك پل عابر پياده كشيك دادم تا ببينم موقعيت براي خودكشي مساعد است يا نه؛ وقتي آويزان شدم، فقط يك لحظه فرصت مي‌خواستم تا خودم را پرت كنم اما يك باره ده دست از پشت كمرم را گرفتن...! نفرين به آدم هايي كه بي موقع سر مي‌رسند.»؛ «قبلا كه بچه بودم فكر مي‌كردم قرص‌هاي بزرگتر آدمو راحت‌تر مي‌كشن اما الان ديگر كاملا مي‌دونم كه كدام قرص‌ها زودتر و راحت‌تر آدم و خلاص مي‌كنند...!»


حوالي ظهر كه مي‌شود 2 نفر كه خودشان هم مصرف‌كننده شربت متادون هستند به مركز مي‌آيند و كيسه‌هاي خالي خود را از سوزن و سرنگ، كاندوم و وسايل بهداشتي، ديگر پر مي‌كنند و به سراغ ساير پاتوق‌ها و محل تجمع معتادان مي‌روند تا شايد بتوانند با دادن وسايل بهداشتي به آنها، زنان و مردان معتاد و درمعرض خطر ديگر را براي حضور در اين مركز و استفاده از شربت متادون تشويق كنند.


خانه خورشيد يا همان مركز كاهش آسيب اعتياد، بهترين وسيله براي دسترسي به بيماران دور از دسترس هستند و از اين‌رو كليدي‌ترين وسيله براي كنترل بيماري‌هاي عفوني مانند ايدز و هپاتيت به شمار مي‌آيند... شناسايي مكان‌هاي تجمع زنان كارتن خواب و برقراري ارتباط با آنها از اولويت‌هاي اصلي اين مركز است.


خانه خورشيد اگرچه از سوي سازمان بهزيستي مجوز قانوني دارد، اما با اين وجود همچنان در فقر بودجه‌اي به سر مي‌برد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  | 

آشنايي با ناهنجاري‌هاي آخرالزمان

در عصر غيبت، ناهنجاري‌هاي بسياري در جامعه ايجاد مي‌شود كه با اعتقادات فرد منتظر در تضاد جدي قرار دارد. برخي از ناهنجاري‌ها عبارتند از: وجود استبداد در جامعه، گسترش فساد اخلاقي، شيوع ظلم و ستم، جنگ و فتنه‌، ناامني، هرج و مرج و بي‌نظمي، عدم ارتباط صميمي ميان مسلمانان، تظاهر به دين‌داري و دين‌فروشي و افزايش فقر و گرسنگي.اينك به برخي از بيماري‌هاي جامعة آن عصر اشاره مي‌گردد.

ستيز با ناهنجاري‌هاي جامعة موجود

جامعه هميشه در آرامش و انتظام سازمان‌ها، نهادها و افراد قرار ندارد، بلكه در درون هر جامعه‌اي تضادها و كشمكش‌هايي به چشم مي‌خورد. اعضاي جامعه با باورها، نگرش‌ها و فرهنگ‌هاي متفاوت با هنجارهاي رايج جامعه برخورد مي‌كنند؛ برخي از آنان با ارزش‌ها و هنجارها همنوايي نشان مي‌دهند و در اين صورت تعارض و تضادي پيش نخواهد آمد، اما در پاره‌اي از اوقات، عضو جامعه هنجارهاي جامعه را در تضادّ با باورها و احساسات و نگرش‌هاي خود تلقي مي‌كند، كه در اين صورت تضادّ و ناسازگاري پديد خواهد آمد.
در عصر غيبت، ناهنجاري‌هاي بسياري در جامعه ايجاد مي‌شود كه با اعتقادات فرد منتظر در تضاد جدي قرار دارد.

برخي از ناهنجاري‌ها عبارتند از:

وجود استبداد در جامعه، گسترش فساد اخلاقي، شيوع ظلم و ستم، جنگ و فتنه‌، ناامني، هرج و مرج و بي‌نظمي، عدم ارتباط صميمي ميان مسلمانان، تظاهر به دين‌داري و دين‌فروشي و افزايش فقر و گرسنگي.اينك به برخي از بيماري‌هاي جامعة آن عصر اشاره مي‌گردد.

رسول گرامي اسلام(ص) فرمودند: «در آخرالزمان بلاي شديدي كه سخت‌تر از آن شنيده نشده باشد، از سوي فرمانروايان اسلامي بر امّت من وارد خواهد شد، به گونه‌اي كه وسعت زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد، چندان كه مؤمن پناهگاهي براي رهايي از ستم نمي‌يابد.»
پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد: «سوگند به آنكه جان محمد(ص) در دست اوست اين امت از بين نمي‌روند تا آنكه مرد بر سر راه زنان مي‌ايستد و چون شير درنده‌اي به آنان تجاوز مي‌كند. بهترين آن مردم كسي است كه مي‌گويد: اي كاش او را پشت ديوار پنهان مي‌كردي و در ملأ عام اين عمل را انجام نمي‌دادي».

رسول خدا(ص) فرمود: «ظهور مهدي(ع) هنگامي خواهد بود كه دنيا آشفته و آكنده از هرج و مرج گردد و گروهي به گروه ديگر يورش برند. نه بزرگ به كوچك رحم كند و نه نيرومند به ضعيف ترحم نمايد. در چنين هنگامي خداوند به او اجازة قيام مي‌دهد.»

موارد بسيار ديگري نيز وجود دارد كه در روايات اسلامي به تفصيل بيان شده است. در چنين وضعيتي انساني كه در انتظار مهدي آل محمد(ص) به سر مي‌برد و آرزوي ديدار و حكومت او را در دل مي‌پروراند، به اين‌گونه ناهنجاري‌ها اعتراض مي‌كند و با آنها به ستيز مشغول مي‌شود. انسان منتظر در مقابل چنين ناهنجاري‌ها و كجروي‌هاي اجتماعي هرگز سكوت نخواهد كرد، زيرا سكوت به معناي رضايت يا بي‌تفاوتي نسبت به وضع موجود است؛ او از درون و برون با چنين انحرافات اجتماعي به شدت در حال ستيز و تضادّ به سر مي‌برد.

كنترل اجتماعي بر ناهنجاري‌هاي اجتماعي

در اين مرحله، انسان منتظر با آگاهي از ناهنجاري‌هاي اجتماعي در تلاش براي كنترل اوضاع اجتماعي و كاهش و ريشه‌كن كردن فساد و كجروي بر مي‌آيد. جامعه‌شناسان، كنترل يا نظارت اجتماعي را فرايندي مي‌دانند كه از طريق آن در يك گروه يا جامعه نحوة همسازي با هنجارها و الگوهاي رفتاري استنتاج مي‌شود.

 هر انساني داراي مسئوليت است و اولين ناظر رفتار شخصيت وجدان اخلاقي اوست، ولي چون انسان‌ها در ميان ساير همنوعان خود زندگي مي‌كنند، زير نظر خانواده، محله، دوستان، همكاران و سازمان‌هاي رسمي و قضايي قرار دارند. البته روشن است دو مكانيسم رسمي و غيررسمي جامعه بر رفتارها و هنجارها نظارت مي‌كند.

انسان منتظر وظيفة خود مي‌داند كه بر هنجارهاي اجتماعي نظارت كند و نگذارد هنجارها و معيارهاي زندگي تغيير كند. اين مكانيسم كنترلي به صورت نصح، خيرخواهي، امر به معروف و نهي از منكر، شكل اجرايي به خود مي‌گيرد. قرآن كريم در مورد نظارت اجتماعي بر هنجارهاي جامعه مي‌فرمايد:

«ولتكن منكم اُمّـتٌ يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون»

 بايد كه از ميان شما گروهي باشند كه به خير دعوت كنند و امر به معروف و نهي از منكر كنند. اينان رستگارانند.»

روشن است كه ضرورت كنترل اجتماعي براي حفظ ارزش‌ها و هنجارها در جامعه، امري عقلي بوده و شرع مقدس نيز آن را مورد تأكيد قرار داده است. امام باقر(ع) در مورد كاركردهاي اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر چنين فرموده است:
«امر به معروف و نهي از منكر فرضية بزرگ الهي است كه بقية فرائض با آنها برپا، راه‌ها امن، كسب و كار مردم حلال و حقوق افراد تأمين، زمين‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود و در پرتو آن همة كارها رو به راه مي‌گردد.»

مؤمن در چنين دوراني، منتظر محقّق ساختن آرمان‌هاي مهدوي است و يكي از مهم‌ترين آرمان‌هاي او رفع فساد، ظلم و تبعيض است. انسان منتظر با خودآگاهي از چنين اهدافي ضمن خودسازي، تهذيب نفس و امر و نهي خويشتن به جامعه نظر مي‌افكند و هنگامي كه ناهنجاري‌هايي را مشاهده مي‌كند با درك وظيفة خطير امر به معروف و نهي از منكر مشفقانه به اصلاح خويش اقدام مي‌كند و از هيچ تلاشي در اين زمينه فروگذار نخواهد كرد.

انسان منتظر با اتحاد روحي و هماهنگي دروني با ارزش‌هاي مهدوي كه همانا تطهير زمين از آلودگي‌ها و رفع انواع ظلم و ستم‌هاست با تلاش‌هاي فردي و گروهي وظيفة خود مي‌داند كه در جهت پيشگيري و درمان ناهنجاري‌هاي جامعه قدم بردارد. اين‌گونه است كه مي‌تواند انحرافات اجتماعي را درمان كند.

اصلاح اجتماعي جامعة منتظر

انسان منتظر پس از ستيز و كنترل اجتماعي ناهنجاري‌ها در آخرين گام به اصلاح جامعه مي‌پردازد.
مقصود از اصلاح در عرف علوم اجتماعي، نوعي تغيير اجتماعي در وضع موجود است؛ به طوري كه چارچوب نظام اجتماعي تغيير پيدا نكند، ولي اگر تمامي زيربناها و بنيان‌هاي اساسي جامعه دگرگون شود به آن انقلاب گفته مي‌شود.

آلن بيرو در شرح مفهوم «اصلاح» مي‌نويسد: «واژه‌اي است جديد كه يك ايدئولوژي و يا يك طرز تلقي سياسي را مشخص مي‌دارد. اصلاح‌طلبي اعتقادي است مبني بر اينكه جامعه با دگرگوني‌هاي سطحي و تدريجي و همچنين با تصحيحي بطئي و پي‌درپي رو به بهبود مي‌رود، بدون اينكه ساخت‌هاي اساسي مربوط به نظم مستقر، مورد ترديد قرار گيرند».البته اين واژه در اصلاح تعديلي و اصلاح ساختاري نيز به كار رفته است و در اين مقاله درمان و بهبود ناهنجاري‌هاي اجتماعي از نوع تعديلي و ساختاري مورد نظر است.

گفتني است كه اصلاحات اجتماعي بر دو قسم است: يكي اصلاحات تعادلي كه ريشه‌هاي بروز مشكل را از ميان نمي‌برد و مصلحان اجتماعي به برقراري تعادل قناعت مي‌كنند، ديگري اصلاحات ساختاري است كه در اين صورت دگرگوني در ارزش‌ها، امتيازات، رفتارها و نظام‌ها مطرح است و حيطة كار فقط به عرضة يك برنامه يا سياست جديد منجر نمي‌شود.

اقداماتي كه مؤمن منتظر دربارة اصلاحات تعادلي انجام مي‌دهد، عبارتند از: تلاش براي برقراري عبادات ديني، معاملات حلال، روابط اجتماعي با مردم، جلوگيري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي نظير سرقت، تعدّي به حقوق ديگران، زنا و اعمال منافي با عفّت در جامعه، عمل به دستورات اجتماعي و فردي شريعت، احترام به مقدسات ديني و ...

اما اقداماتي كه مؤمن منتظر دربارة اصلاحات ساختاري انجام مي‌دهد، زمينه‌چيني براي انقلاب عظيم جهاني امام مهدي(ع) است؛ يعني نقد ساختارهاي تبعيض‌آميز در جامعه، مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي، ستيز با نابرابري‌هاي ظالمانة اجتماعي، در هم شكستن ساختار سياسي ـ اجتماعي استبداد و استعمار، نفي سلطة جهاني و مبارزة قاطعانه با فرآيند جهاني‌سازي قدرت‌هاي جهاني و تعاون، همكاري و حمايت از مستضعفان در مقابل مستكبران و زورمداران عالم.

همة اقدامات بزرگ يادشده، يك شرط اساسي دارد و آن ايجاد نوعي خودآگاهي سياسي و اجتماعي در ميان توده‌هاي مردم است كه مي‌بايست همراه با تبليغات ديني در سطحي باشد كه ملت‌هاي مسلمان و مردم همة جهان را فراگيرد تا زمينه‌چيني براي اصلاحات ساختاري در بعد ناهنجاري‌هاي اجتماعي انجام گيرد. پيامبر اكرم(ص) وعده مي‌كند كه مردماني از مشرق زمين، زمينه را براي اصلاحات اجتماعي مهدوي فراهم مي‌كنند: «يخرج اناسٌ من المشرق فيوطّئون للمهديّ يعني سلطانه؛ مردمي از مشرق زمين به پا خيزند و زمينه را براي برپايي حكومت مهدي آماده سازند.»

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط سلام  |